عبدالله مستوفى

509

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بود ممتد ميشد . اسبهاى قشقائى ، بهترين اسبهاى كشور بشمار مىآمد . قالى و قاليچه‌هاى پشم اندر پشم قشقائى از نفائس فرشهاى ايران بود « 1 » . بختيارى ، كه حد قشلاق آنها تا مال امير خوزستان ميرود ، و ييلاق آنها تا شهركرد و حدود فريدن اصفهان انبساط مىيابد ، از ايلات شجاع و رشيد ايران است ، كه بواسطهء زندگى كوهستانى ، افرادى قوى و سالم دارد . قالىبافى آنها بسيار خوب ، و اسبهاى آنها هم نژاده ، و هيچ دست كمى از اسبهاى قشقائى ندارد . ده‌كرد ( شهركرد ) اصفهان محل مبادلهء محصولات دامى آنها با لوازم معيشت است . اين ايلرا بايد متمدن‌ترين ايلات ايران دانست . زيرا اكثر در محلهاى كوهستانى خود ، دهات‌آباد دارند ، و بزراعت هم مشغول ميباشند ، چنان كه ، در تبديل حكومت استبدادى بمشروطه ، خانوادهء اسعد ، كه همان خانواده ايلخانىهاى سابق است ، كمك ذيقيمتى به طرز جديد كرده ، و در حقيقت ايل مشروطه خواه منحصربفرد بشمار ميآيد . شاهسون ، كه محل قشلاقى آن‌ها در حدود مغان ، و ييلاق آنها تا اردبيل ، و شهرداد - و ستد آنها ، اهراست ، نيز ايل معتبر پرخانواده‌ايست . خدمت آن‌ها در طرفيت با دمكراسى قلابى آذربايجان و جلوگيرى از راهزنان و حرامىهاى خارجى ، كه در اين يكى دو سال اخير مردانه در مقابل آنها مقاومت كردند ، شايد تا حدى تلافى قيام آن‌ها را در به دو مشروطهء كبير ، در هواخواهى از استبداد ، بيرون آورده ، و چپاول آن‌ها را كه گاهى تا پشت شهر تبريز هم ميتاختند ، جبران نموده باشد . ايلات خمسه ( پنجگانه ) عرب ، باصرى ، و بهارلو ، و غيره ، كه در فارس و از حدود لار و فسا ، تا آباده و اقليد ، ييلاق و قشلاق ميكنند ، نيز ، ايلات معتبرى هستند ، و چون از قديم الايام تحت رياست و ايلخانىگرى قوام‌هاى شيراز بوده‌اند ، دولت هيچوقت در مطيع نگاه داشتن آنها زحمتى نداشته است . تركمنهاى يموت و كوكلان هم ، كه در استرآباد ( گرگان ) هستند ، از وقتى كه تحريكات خانهاى قوچان و بجنورد ، به برافتادن خانواده‌هاى اين خان‌ها ، از بين رفته است زحمتى براى دولت وارد نمىكنند ، و كم‌كم بزراعت هم مشغول شده‌اند . جاجيم و آقرى و اليجه و كيسه حمام خود را مىسازند ، و اسب‌هاى بد تركيب محكم و پر دو ترتيب مىكنند . اما قجرهاى استراباد ، بعد از آنكه آقا محمد خان بسلطنت رسيده ، و ايل‌بيگيها و ابه‌باشىها شهرنشين و گرد دستگاه سلطنت جمع شده‌اند ، ديگر از ايليت آن‌ها چيزى باقى نمانده ، و همه ده‌نشين شده ، و فعلا بود و نمود ايلى ندارند . حتى اسمى هم در ميان

--> ( 1 ) - ظاهرا قالىبافى هم با ايلات بايران آمده است ، و قبل از اين تاريخ در كتابها و ادبيات ايران اسمى از قالى نيست . ايلات هم قالى خود را بقطع كوچك ميپرداخته و نقشهء آن را ، به خيال خود ، از روى گياههاى بيابان ترتيب مىداده‌اند . همين كه اين بافندگى بايران وارد شده سليقه و حس ظرافت دوستى ايرانى در آن مداخله كرده و آن را بپايهء عهد صفوى و دورهء رضا شاه رسانده است . رضا شاه پهلوى را هم بايد يكى از مشوقين قالىبافى بشمار آورد .